





| داستانی جالب توجه |
| نزارقطری |
| بایگانی مطالب (با مطالب زیبا ومتنوع) |
.
باگذشت 14قرن از طلوع خورشید اسلام و فروغ امامان شیعه و پیشرفت چشم گیر علوم در عرصه های مختلف ازجمله علم پیچیده پزشکی هنوز بیساری از سوالات بشر در خصوص خود و مسائل مبتلا به باقی مانده است.
به گزارش شیعه آنلاین، این در حالی است که علی (ع) می گوید: بپرسید از من هر آنچه که در زمین و کهکشانها اتفاق می افتد و چه زیبا اندیشمند مسیحی حسرت می خورد از سوال ابلهانه آن عرب ...
ادامه مطلب...
نام این ماده «پان پراگ»است و در بستهبندی زیبا و با عکسهای هنرپیشههای هندی و پاکستان به صورت آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبو کننده دهان وارد کشور میشود. قيمت اين ماده مخدر الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان ميباشد.دلیلی که مصرفکنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن میکشد، احساس گرمی، سرخوشی موقت، سبکی سر، گیجی و شادی کاذب است. وبسيار سرطانزاست
ارسال شده توسط یکی ازدوستان
دفاع ازخطبه شقشقيه
مطالبی که مدنظرم است رادر جواب به یک خواننده را درادامه مطلب درج می کردم حتما ملاحظه بفرمایید
اين خطبه را بدين نام خواندهاند زيرا وقتى على(ع)به انتهاى اين خطبه رسيده بود مردى از اهل دهات برخاست و نامهاى به دست آن حضرت داد.وى به خواندن آن نامه مشغول شد.ابن عباس به او گفت:اى امير المؤمنين!اى كاش سخنان خود را از آنجايى كه قطع كرده بودى ادامه مىدادى.فرمود:«هيهات اى پسر عباس!اين شقشقهاى بود كه صدا كرد و سپس آرام گرفت».
ادامه مطلب...
۱ـاین زمین درزمان حیات رسول اکرم به حضرت فاطمه هدیه شده وجزء مال الترکه رسول نبوده که ارث باقی بماند
خلیفه اول حدیثی نقل کردکه(( نحن معاشرالنبیاء...)) راوی آن فقط خودش بود وبه مساله فدک خاتمه یافت حدیثی که باظاهر واقع منافات داشت ودرواقع شمشیر وبقیه وسائل به حضرت امیر رسید که نشان دهنده این است که با این حدیث منافات دارد علاوه بر این باظاهر قرآن اختلاف دارد که می فرمایدکه داووودوسلیمان ارث بردند
وما می دانیم که اجتهاددرمقابل نص صحیح نیست وحضرت فاطمه سلام الله علیها خلاف فرمان خدا مطالبه ای نمی کندومی دانیم که حرکس فاطمه را بیازارد رسول کرم وبعد خداراآزرده ومی دانیم که خداوند به غضب فاطمه غضب می کند
منبع صحیح بخاری
|
سؤال: خداوند در سوره يوسف آيه 100، مى فرمايد: «وَرَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يَا اَبَتِ هَذَا تَاوِيلُ رُؤيَاىَ مِنْ قَبْلُ; و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى به خاطر او به سجده افتادند و گفت: پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم.» (چون يوسف قبلا در خواب ديده بود كه خورشيد و ماه و يازده ستاره در برابر او به سجده افتادند.) ولى از طرفى در تاريخ مى خوانيم: «هنگامى كه اميرمؤمنان(عليه السلام) عازم صفّين بودند، گروهى كه در كنار جادّه صف كشيده بودند، طبق رسم و احترامى كه براى سلاطين ساسانى قبلا معمول مى داشتند، تا چشمانشان به آن حضرت افتاد، به خاك افتادند. اميرمؤمنان(عليه السلام) تا اين منظره را ديد شديداً ناراحت شد و فرمود: چه معصيت بى لذّتى را مرتكب مى شويد، برويد پى كار خود كه من هم مانند شما مخلوق خدا هستم!».
|
ادامه مطلب...
اهل عالم حسین در کربلا تشنه شهید شد
آیا کسی هست مرا یاری کند؟
ان الحسین مصباح الهدی وصفینه النجاه
همانا حسین چراغ هدایت وکشنی نجات است
این است حکمت شهادت واسارت
باتشکراز
برادرا ن اهل سنتم که ندای مرا لبیک گفتند اما جواب به آنها:
برای اختصار به جواب اکتفا می کنم
۱ـدر جواب جلال
ادامه مطلب...
جنایات بوش

استقبال از جنایت کارجنگی درکشوراسلامی!!!!!
این وهابیان دوروزمانه مانه شیعه هستندونه سنی ماازآنان بیزاریم وآنان ازاسلام با دشمن مشترکمان بیعت کرده اندودر مقابل برادرکشی (سنی)در فلسطین سکوت!


|
سوال و پاسخ های کوتاه سوال پنجم / ولایت فقیه و قمه زنی و متابعت از ولی فقیه |
| |
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
| |||
|
|
|
| ||
|
|
|
|
|
سوال و پاسخ های کوتاه سوال سوم / قمه زنی مخفی هم حرام است؟ |
| |
|
|
|


بقیه عکسها درادامه مطلب
من در مورد قمه زنی اول یک مقدمه ای رو میگم بعد شما اگه سوال و یا نظر داشتید بگید:
بعضي يا نظرات علما را نمي دانند و يا اشتباهي به آنها گفته شده.
نظرات علما قبل از فتوا رهبري هيچ بود يعني نه مي گفتن آره و نه مي گفتن نه ؛ زيرا قمه زدن در روايات اصلاْ وجود ندارد بر عکس دروايات فراوان شيوه عزاداري به صورت گريه هست ؛ زيرا اولين کساني که براي امام حسين عزاداري کردن خود ائمه بودن و آنها هم اصل عزاداري و هم چگونگي عزاداري را به ما ياد دادند و همان طور که ما ادعا داريم پيرو آنها هستيم ؛ شيعه بودن و پيرو بودنمان را بايد ثابت کنيم.
اولين کسي که براي اين امام گريه کرد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود، در زمان تولد اين امام اکثراْ این قضیه رو می دونیم و یا در بعضی از جا ها می خونیم که اهل بیت سلام الله علیهم خون گریه می کردن.(البته یک سری سوالات شاید در این جا پیش بیاد که إن شاء ألله خواهیم گفت.)
و آنها شدت مظلومیت حضرت سید الشهدا رو درک می کنند هزار هزار برابر ما و شما. آنها نهایت عزاداری رو انجام می دادند و اگر لازم بود که عزاداري با قمه زني باشه صد در صد اول خودشون انجام می دادن.
ما از امام سجاد علیه سلام بالا تریم؟!
.....
اما اگر کسي بگويد جز اعمالي است که در زمان ائمه نبوده و حکم ثانوي دارد{ مثل تلوزيون }!!!!
....
اما شايد کسي بگويد اين قمه زني نشانه عزاست واشکالي ندارد!!!
ما به او مي گوييم:
ادامه مطلب...
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميمگيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامنگير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسألهاى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقبنشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقصها و ضعفهاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيانهايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ارتحال عالم رباني و معلم اخلاق مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني را تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ارتحال عالم رباني و معلم اخلاق مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ احمد مجتهدي تهراني رحمة الله عليه را به علماي اعلام و روحانيت معظم تهران و به شاگردان و تربيت شدگان و ارادتمندان اين شخصيت روحاني با ارزش و خدمتگزار و بخصوص به خانواده ي محترم و بازماندگان ايشان تسليت مي گويم.
عمر با بركت اين عالم عامل، منشاء خدمات ديني ارزنده يي بود كه برجسته ترين آن تأسيس و اداره ي شايسته ي مدرسه يي است كه در طول دهها سال، محل پرورش علماء و فضلاي فراوان بوده و هم اكنون تعدادي از تربيت شدگان در آن، در شمار فضلاء برجسته و عالمان و مجتهدان بزرگوارند.
علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربيت طلاب علوم ديني سه عنصر شاخص در شخصيت اين روحاني عاليقدر بود و بركات فراواني را براي حوزه هاي علميه به بار آورد. حق عظيم ايشان بر حوزه ي علميه ي تهران فراموش نشدني است.
رحمه الله رحمة واسعه و حشره مع محمد و آله الطاهرين.
سيدعلي خامنه اي
24/10/86
|
|
| ||
|
|
|
ادامه متن...
ادامه مطلب...
بهترين روش براى مطالعه تاريخ
بسيارى از مردم ـ و حتّى دانش آموختگان ـ عادت دارند حوادث تاريخى را جداى از يكديگر مطالعه كنند كه در اين صورت ممكن است بسيارى از پرسش ها براى آنها بدون پاسخ بماند.
در حالى كه تاريخ، سلسله حوادثى است كه مانند حلقه هاى زنجير به هم پيوسته است; هر حادثه بزرگ يا كوچك امروز، ريشه اى در گذشته و آثارى در آينده دارد، و هر قدر حادثه بزرگ تر باشد، ريشه ها پيچيده تر، و آثار فزون تر خواهد بود.
كتابهايى كه حوادث خونبار عاشوراى حسينى را شرح مى دهد، غالباً به صورت يك حادثه غم انگيز و جدا از ديگر حوادث تاريخى از آن ياد كرده اند، هر چند در همان محدوده داد سخن داده باشند.
ولى اگر ريشه اين حادثه عظيم را در گذشته تاريخ اسلام و حتّى در عصر جاهليّت بررسى كنيم و آثار و ثمرات آن را در قرون بعد و حتّى امروز مورد توجّه دقيق قرار دهيم، عاشورا عظمت و مفهوم ديگرى پيدا مى كند و جزء جزء اين حادثه معنى مى شود و پاسخ بسيارى از پرسش هاى مربوط به آن آشكارتر مى گردد.
به دنبال پيشنهاد و آمادگى دو تن از فضلاى دانشمند، جوان و با ذوق حوزه علميّه، حجج اسلام آقايان سعيد داودى و مهدى رستم نژاد، جهت تدوين كتابى در
ارتباط با قيام امام حسين(عليه السلام)، فكر كردم خوب است اين كتاب، بر اساس همين تفكّر درباره قيام سالار شهيدان نوشته شود كه از ريشه ها و انگيزه ها شروع شود، سپس به بيان اصل وقايع از منابع معروف و معتبر بپردازد و سرانجام به بيان آثار گسترده و ثمرات مهمّ آن ختم گردد، تا همه قشرها ـ به ويژه نسل جوان فرهيخته ـ با عمق اين حادثه بزرگ تاريخ اسلام آشناتر شده، و عظمت آن را با تمام وجود خود درك كنند.
توفيق الهى شامل حال شد و با آمادگى اين عزيزان براى انجام اين كار بزرگ، راهكارها به آنها ارائه گرديد و در مسير راه پيوسته بر كار آنها نظارت شد و آنان نيز، بحمدالله به خوبى از عهده اين مهم برآمدند و كتاب حاضر كه در موضوع خود كم نظير است، به رشته تحرير درآمد.
كتابى است كاملا مستند و شامل تحليل هاى منطقى و كاربردى كه مطالعه آن براى همه قشرها ـ إن شاء الله ـ مفيد و سودمند است.
و اين مى تواند سرآغازى باشد براى تلاش بيش تر در اين زمينه; چرا كه عاشورا تعلّق به همه اعصار و قرون دارد.
اميدوارم خوانندگان عزيز بتوانند با مطالعه آن، بيش از پيش عارف به حق شهيدان كربلا و مخصوصاً سالار شهيدان، شوند و از آن در زندگى خود الگو بگيرند و حماسه هاى عاشورا در وجودشان نقش بندد و بر عزّت و سربلندى و شهامتشان بيفزايد.
مهم ترين نكته هاى برجسته اين قيام از اين قرار است :
ادامه مطلب...
آياوهّابيّت به پايان عمر خود نزديك مى شود؟!

ده سال پيش از فروپاشى شوروى(1)، نگارنده كتابى تحت عنوان «پايان عمر ماركسيسم»(2) به رشته تحرير درآورد. در آن كتاب بر اين نكته تأكيد شده بود كه قراين و شواهد موجود گواهى مى دهد كه «ماركسيسم» به پايان عمر خود نزديك شده و به زودى غروب خواهد كرد. در مقدّمه كتاب چنين آمده بود:
«به اعتقاد من امروز اين واقعيّت را كه براى بعضى بسيار تلخ و ناگوار و براى بعضى شايد شگفت آور است، بايد بپذيريم كه ماركسيسم ـ و محصول آن كمونيسم ـ به پايان عمر شكوفايى خود نزديك مى شود و هم اكنون در سراشيبى زوال قرار گرفته است.
ادامه مطلب...
مقدّمه:
امروز وهّابيون به دو شاخه تقسيم شده اند:
1ـ سلفى هاى متعصّب و تندرو كه همه مسلمين جهان، جز خود را تكفير كرده و مشرك مى شمارند و خون و اموال آنان را مباح مى دانند; جمود در انديشه و خشونت در سخن و عمل از بارزترين ويژگى هاى آنهاست. از بحث هاى منطقى و عقلى گريزانند، در افغانستان، عراق، پاكستان و حتّى در زادگاه خود (عربستان) آن قدر خشونت آفريدند كه تمام دنيا از آن ها بيزار شدند و ترسيم بسيار زشتى از اسلام در جهان ارائه كردند كه براى زدودن آثار آن بايد سال ها تلاش كرد.
آن ها به پايان عمر خود نزديك شده اند، و به زودى صحنه ها را ترك مى گويند.
2ـ وهّابى هاى معتدل و روشنفكر كه اهل منطق و گفتمان و «حوار» هستند، به افكار ساير انديشمندان احترام مى گذارند و با ديگر مسلمانان به گفتگوى دوستانه مى نشينند.
نه فرمان قتل كسى را صادر مى كنند، نه مسلمانى را مشرك و كافر مى شمرند، و نه حكم به اباحه اموال و اَعراض مى دهند و روز به روز طرفداران بيش ترى پيدا مى كنند.
واين طليعه مباركى است براى جهان اسلام كه آثارش در كتابهايى كه اخيراً در حجاز منتشر شده و در جرايد و مناظره هاى تلويزيونى آنجا مشاهده مى شود.
شرح مستند اين مطالب را در كتابى كه در دست داريد مطالعه مى فرماييد.
توصيه دوستانه به علماى حجاز 
ما به همه علماى وهّابى كه راه اعتدال را مى پويند، خاضعانه و دوستانه توصيه مى كنيم; فرصت خوبى را كه در اين شرايط تاريخى براى بازنگرى در اصول وهّابيّت فراهم شده است، از دست ندهند و شكاف عظيمى را كه ميان آنها و ساير مسلمين جهان پيدا شده است و دشمن از آن بهره گيرى مى كند، با هوشيارى پر كنند.
ما امور زير را دوستانه به آنان پيشنهاد مى كنيم:
1ـ متّهم ساختن مسلمين را به شرك و كفر به خاطر مسائلى كه حدّاكثر، مسائل اجتهادى محسوب مى شود، محكوم كنند، و دستور شريف قرآنى (وَلاَ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً) را به همه پيروان خود توصيه نمايند.
2ـ هرگونه خشونت مذهبى كه سبب ترورهاى وحشتناك در عراق و پاكستان وافغانستان و حتّى عربستان و ساير نقاط شده است، به شدّت محكوم كنند.
[ 184 ]
همان خشونت هايى كه علاوه بر ويرانى هاى عظيم، خون مسلمانان بى گناه را اعمّ از زن و مرد و كودك و پير و جوان و سنّى و شيعه، بر خاك مى ريزد و آيين پر افتخار اسلام را كه به يقين دين آينده تمام جهان است، بدنام مى كند، و بهترين ابزار تبليغاتى را بر ضدّ اسلام و مسلمين در اختيار دشمنان اسلام قرار مى دهد، وتمام زحماتى را كه انديشمندان اسلامى و مبلّغان و نويسندگان آگاه اسلامى در راه نشر اسلام كشيده اند بر باد مى دهد، آرى همه اين ها را محكوم كرده و مصداق هلاك «حرث» و «نسل» كه در قرآن آمده است، بشمارند.
3ـ راه گفتگوى منطقى و دوستانه را بر اساس احترام متقابل، و دور از هر گونه اهانت و تهمت به شرك و جهل، ميان خود و ساير دانشمندان اسلام بگشايند و در مسائل مورد اختلاف به بحث بنشينند و به مصداق (يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ) آن چه را صحيح تشخيص دادند، پذيرا شوند.
4ـ مرزهاى فكرى و جغرافيايى خود را به روى كتب علمى و منطقى ساير مذاهب اسلامى بگشايند، و احساس خطرى برخود در اين كار نداشته باشند، و با حوزه هاى علميّه كشورهاى اسلامى مبادله طلاّب و دانشجو كنند.
5ـ ديوارهاى بى اعتمادى و سوء ظن و بدبينى را ميان خود و ساير مسلمين از ميان بردارند و به حوزه هاى علميّه يكديگر رفت و آمد
كنند و براى شركت در همايش ها براى مسائل مختلف اسلامى در هر جاى دنياى اسلام اعلام آمادگى كنند.
6ـ دوستان خود را از مطلق نگرى، يعنى اجتهادهاى خود را در اصول و فروع، حقيقت اسلام دانستن وغير آن را كفر و ضلالت و بدعت شمردن، بر حذر دارند، و به پيام آيه شريفه (وَمَا أُوتِيتُمْ مِّنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلا) گوش فرا دهند.
هر گاه اين اصول شش گانه به كار بسته شود، اميد مى رود كه وحدت ميان صفوف مسلمين تقويت شود و اعتصام بحبل الله كامل شده و (لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) حاصل گردد.
به اميد آن روز، وَاللهُ الْمُسْتَعانُپايان
ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى
شاهكار مهمّ اين مذهب در مسأله توحيد و شرك است و همان گونه كه گفتيم برگرفته از عقايد «ابن تيميّه دمشقى» مى باشد.
«محمّد بن عبدالوهّاب» در رساله «كشف الشبهات» در اين باره سخنى دارد كه خلاصه اش چنين است:
ادامه مطلب...
قرن ها شيعيان و اهل تسنّن در شبه قارّه هند در كنار هم به عنوان برادران مسلمان مى زيستند، تا زمانى كه وهّابيّون متعصّب به عنوان سپاه صحابه شروع به كشت و كشتار شيعيان كردند و با استفاده از ترورهاى بى رحمانه خون اين گروه از مسلمين را اعمّ از زن و مرد و كودك به خاك ريختند، آنها نيز در بعضى از موارد به مقابله برخاستند و ناامنى محيط را فرا گرفت.
پيدايش و حركت اين گروه از ديد خبرگزارى هاى جهان چنين است:
ادامه مطلب...
يك خاطره تلخ!
فراموش نمى كنم در سال هاى نخستين كه به زيارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدينه منظره عجيبى ديدم كه مرا سخت در فكر فرو برد. گروهى به نام «آمرين به معروف» (از متعصّبان وهّابى) با ريش هاى بسيار بلند اطراف مرقد پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)را گرفته بودند و هر كدام شلاّقى در دست داشتند و هر كس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر(صلى الله عليه وآله) نزديك مى شد، بر سرش مى كوفتند و مى گفتند «هذا حديد، هذا خشب و هذا شرك ; اين ضريح يك قطعه آهن و چوب بيش نيست، اين كار شما شرك است»!
آن ها از اين نكته غافل بودند كه هيچ عاقلى آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمى بوسد، بلكه اين كار حركت نمادينى است براى اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه كه همه مسلمين حتّى خود وهّابى ها جلد قرآن را مى بوسند. آيا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)شرك است؟ هيچ عقل و منطقى با چنين عقيده اى موافق نيست.
مردم جهان پرچم كشور خود را مى بوسند و به آن احترام مى گذارند، آيا مقصودشان اظهار علاقه به يك قطعه پارچه بى ارزش است كه شايد جزء طاقه پارچه اى بوده كه بخشى از آن پرچم شده و بخش ديگرى را پيراهن و شلوار كرده اند؟
ب
آيا هيچ كس احترام به وطن و آب و خاك را شرك مى شمرد؟!
جالب اين كه همه وهّابى ها به «حجرالاسود» احترام مى گذارند و آن را مى بوسند، هنگامى كه مى گوييم: هذا حجر لا يضرّ و لا ينفع... اين نيز قطعه سنگى بيش نيست، و سرنوشت ما در دست آن نمى باشد،
مى گويند: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آن را بوسيده(1) ما هم پيروى مى كنيم و مى بوسيم!
مى گوييم: مقصودتان اين است كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) به شما اجازه شرك داده و اين مورد مستثنى است و نوعى شرك جايز است، يا بوسيدن دليل بر شرك نيست؟!
اينجا سكوت مى كنند و پاسخى ندارند.
اضافه بر اين مى گوييم همه شما «جلد قرآن» را مى بوسيد و اين كار را جايز مى شمريد،يك قطعه چرم ومقوا چه ارزشى داردكه مى بوسيد؟
مى گويند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!
مى گوييم اين كار شرك نيست؟
مى گويند: صحابه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) قرآن را مى بوسيدند.(2)
ه يقين هدف آنها احترام به استقلال كشورشان است و مصداق حبّ الوطن است
بدترين صورت تحميل عقيده!
متعصّبان وهّابى اخيراً كتاب هايى در ردّ بعضى از مذاهب اسلامى نوشته و آنها را در ميان حجّاج پخش مى كنند، كاش مشتمل بر مطالب مؤدّبانه اى بود; كتاب هايى است با ادبيّات زشت و الفاظ ركيك و مشتمل بر انواع دروغ ها و تهمت هاونسبت دادن شركو كفر به ديگران.
اين در حالى است كه اگر يك پاسخ منطقى و مؤدّبانه بر اين كتاب هاى زشت نوشته شود، محال است اجازه نشر يك نسخه از آن را بدهند!!
آيا اين است مفهوم آيه شريفه (فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)(1); «پس بندگان مرا بشارت ده * همان كسانى كه سخنان را مى شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى كنند».
روشن است چنين مذهبى با چنان فرهنگى در دنياى امروز جايى ندارد و به زودى به بايگانى تاريخ سپرده مى شود.
به خصوص درعصرماكه احترام به عقايدديگران درنظرانديشمندان موقعيّت خاصّى دارد و همين امر يكى از عوامل انزوا و سقوط اين مذهب را فراهم ساخته است، زيرا هيچ مسلمانى حاضر به قبول چنين نسبت ناروايى نيست كه به اصطلاح متولّيان خانه خدا همه آنها را «مشرك» و «كافر» بدانند و بر تحميل عقيده خود پافشارى كنند.
حرم نبوى و قبور بقيع نيز به همه مسلمين تعلّق دارد و متولّيان آن
گرکه برعهد غدیرت مردمان بودند مرد
عالمی می شد گلستان ونبودی هیچ جنگ
بلکه امت فرقه فرقه٬ خوار دشمن ٬دردمند
دوست عزیزم حرفهایت مراهم خوشحال کرد وهم ناراحت خوشحال بخاطر اینکه دیدم مطالب راخوب خوانده ای ونظرت رادادی وناراحت بخاطر اینکه مرایاد بعضی ازغلط کاری های اشخاص انداختی باید عرض کنم
۱ـ گرفتن رشوه مطلقا حرام است چه برای مسجد وچه برای کار دیگر
۲ـ اگر بخواهم درموردکجروی بعضی از مادحین ومراسمات بگویم هرچه بگویم کم گفته ام آنها به مراجع هم توهین کرده اند ولی سی دی ها ونوارهای آن پخش نشده است
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
۳-درست است که ما باهم اختلاف داریم امااختلاف مابااهل سنت کمترازاختلاف مابایهودومسیحیت است ومابایاد فقط به اشتراکاتمان تکیه کنیم ۰
قمه زنی حرام بوده وهست به حساب اسلام مگذارید

داستان دینی
ای دشمن خدا وای دشمن کتاب خدا.
وهابی زدگان نمک ناشناس زمانه ما نه شیعه هستندونه سنی ،چون یا با ید پیروعلی(ع) باشند یا پیروابوبکروعمروعثمان.
عمربن خطاب ابوهریره راخائن دانست وعلی ابن ابی طالب (ع) وی رادروغگوی بررسول خدا(صل الله علیه وآله وصلم) اما اینان برای آنکه ازآل محمد (صل الله علیه وآله وصلم)) حدیث روایت نکنند .............
ادامه مطلب...






